تبليغاتX
کتاب هفته
وب ما با پیج رنک پنج آماده تبادل لینک با همه سایت ها و وبلاگ ها می باشد

شرایط تبادل لینک سایت ما :

 

۱- محتوای سایت شما مطابق قوانین جمهوری اسلامی باشد

۲- ما را به اسم کتاب هفته و با ادرس http://www.ketabehafteh.ir لینک کنید

۳- ابتدا ما را لینک کرده و در قسمت کامنت های وب  به ما اطلاع دهید که شما را لینک کنیم

فقط به درخواست هایی پاسخ داده خواهد شد که ابتدا ما را لینک کرده باشند و به کسانی که در خواست تبادل لینک کرده باشند پاسخی داده نخواهد شد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم دی 1392 و ساعت 19:53 |
در دنياي پر تكاپوي امروز، كمتر كسي را مي‌توان يافت كه خالي از دغدغه و استرس به زندگي خود بپردازد.يافتن چنين افرادي در زندگي روزانه، بويژه زندگي شهري كاري بس دشوار است. چرا كه همه ما به‌گونه‌اي با استرس دست و پنجه نرم مي‌كنيم و تا حد زيادي در تلاشيم تا آن را كنترل نماييم.

بسياري از افراد هنگام مواجه شدن با شرايط زندگي امروزي، به جاي اتكا به خود، راه‌هاي ديگري را امتحان كرده و برمي‌گزينند. در كلاس‌هاي مختلف شركت مي‌كنند؛ نزد افراد مختلف(از متخصص و غيرمتخصص) مي‌روند و.... خلاصه هر روشي را امتحان مي‌كنند تا شايد به‌گونه‌اي اين مشكل در زندگيشان مهار شود؛‌غافل از اين‌كه كليد اين قفل در دستان خودشان است.

يكي از نكات مهم براي غلبه بر استرس‌هاي منفي اين است كه بپذيريم مسائلي مانند سنگين و بد شدن روابط كاري، اجبار براي انجام حجم انبوه كار و خستگي ناشي از آن، نامشخص بودن آينده، مشكلاتي كه در روابط خانوادگي روي مي‌دهد و... جزو لاينفك زندگي امروزي است. اين مسائل تنها مختص ما نيست؛ همه با آنها دست به گريبانند اما آنچه مهم است، نحوه رويارويي با اين موارد است. پس يادمان باشد‌ واقعيت دنيايي را كه در آن زندگي مي‌كنيم، بپذيريم.نكته ديگر در دنياي امروز، نقش تكنولوژي در زندگي انسان است؛ تكنولوژي كارها را سامان و سرعت مي‌دهد اما از سوي ديگر به سرعت اطلاعات و دانش ما را كهنه مي‌كند. به‌همين دليل غول فناوري سبب ساز بسياري از استرس‌هاي اين دوران است.

موارد ديگري مانند تكنولوژي هم در زندگي روزمره ما وجود دارد كه مي‌توانند چنين نقشي در ايجاد استرس داشته باشند.

با همه اين موارد، آنچه مهم است، اين است كه ما هميشه حق انتخاب داريم؛ انتخاب راهي كه براي رويارويي با مشكلات برمي‌گزينيم.

فرض كنيد تلفن اتاقتان زنگ مي‌زند، گوشي را برمي داريد، رئيس‌تان آن سوي خط است و مي‌گويد نيم ساعت ديگر در اتاق شماره 4 باشيد تا شما را ببيند. اگر در اين فاصله به اين سوال‌ها فكر كنيد كه:

چه كار اشتباهي كرده‌ام؟

آيا ممكن است توبيخ يا جريمه شوم؟

اصلا چرا اتاق شماره4؟

چرا من؟

اين‌گونه فكر كردن، نگراني و استرس شما را در مورد آن ملاقات بيشتر مي‌كند و نيم ساعت از وقت‌تان را هدر مي‌دهد. فشار روحي‌تان بالا مي‌رود و در نتيجه با استرس زيادي در جلسه ملاقات حاضر مي‌شويد.

همه اين مسائل كه در طول زندگي و هر روز با ما همراه هستند، باعث شده‌اند نويسندگان و متخصصان‌ به فكر ترميم روحيات آسيب ديده و جلوگيري از استرس‌هاي منفي در زندگي بيفتند.

يكي از آنها «مري ريچاردز» نام دارد كه كتابي با عنوان استرس نوشته است.

راحله نجف‌الهي هم اين كتاب را ترجمه كرده و كتابسراي سليمان آن را چاپ و در اختيار علاقه‌مندان قرار داده است. قيمت چاپ چهارم اين كتاب هم 2000 تومان است.


برچسب‌ها: کتاب, کتاب سلامت, کتاب روانشناسی, کتاب استرس, معرفی کتاب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 و ساعت 10:47 |
ترس از مدرسه همراه كودك بوده و هست. شايد قبل از اين‌كه به مدرسه برود و قبل از اين‌كه بفهمد مدرسه چه جايي است. اين موضوع شايد برگردد به دخالت‌هاي معلمان در زندگي فردي و اجتماعي كودكان، شايد برگردد و به انتظاراتي كه جامعه از مدرسه داشته و به نقشي كه خواسته و ناخواسته مدرسه در گذشته مردم ايفا مي‌كرده است.

ترس از مدرسه، خشك و جدي بودن محيط آموزشي و دوري از نشاط شايد همراه چوب و فلك از مكتبخانه‌هاي ديروز به مدارس امروز راه يافت و همچنان ادامه يافت، اما بد نيست بدانيم شادي و لبخند حق همه، بويژه كودكان است. كتاب «مدرسه شاد من» در پي آن بوده تا اين حق مسلم بچه‌ها را به آنها برگرداند يا گوشزد كند و به اولياي مدارس، مديران و مجريان آموزش و پرورش يادآور شود كه شادي و نشاط حق گمشده كودكان است و نبايد با بهانه آموزش، پرورش و شادي كه بخشي از پرورش است، از بچه‌ها دريغ شود.

در اين كتاب، تعريفي از شادي ارائه شده، سپس ويژگي‌هاي مدارس شادي‌زا و رابطه مديريت و معلمان بانشاط و شادي در مدارس مورد واكاوي قرار گرفته است.

نقش مهم شادابي و نشاط دانش‌آموزان در مركز ثقل محتواي اين كتاب قرار گرفته، به نحوي كه در صفحه 27 كتاب در ارتباط با تاثير شاد نبودن معلمان روي يادگيري كودكان آمده است: «افسردگي معلم مي‌تواند در ايجاد پيام‌هاي منفي، كوتاه، اشتباه يا ضعيف موثر باشد. بر اثر تحقيقات روان‌شناسي، اين‌گونه پيام‌ها باعث ايجاد بي‌نظمي و اختلال در‌يادگيري دانش‌آموزان مي‌شود، ولي آموخته‌ها در محيط شاداب و مفرح، عميق‌تر و پايدارتر از محيط‌هاي خشك است.»

كتاب مدرسه شاد من نوشته جميله قاليباف توسط انتشارات سخن‌گستر مشهد سال 1390 چاپ شده كه مي‌تواند در ايجاد محيطي مفرح و سرشار از نشاط و شادي به اوليا و مربيان كمك شاياني بكند.


برچسب‌ها: کتاب, معرفی کتاب, کتاب هفته, کتاب داستان, کتاب کودک, کتاب کودکان, کتاب بچه ها
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 و ساعت 10:46 |

شنل قرمزی از آن داستان‌هایی است كه از دوران مادربزرگ و پدربزرگ تا مامان و بابا و تا امروز برای بچه‌ها گفته و خوانده شده است.

این بار هم نشر «نخستین» یك‌بار دیگر این داستان را انتخاب و برای كودكان بازنویسی كرده است.

داستان همان دختری كه چون شنل قرمزی می‌پوشید، شنل قرمزی صدایش می‌كردند. یك روز مادرش سبد غذایی به او می‌دهد تا به جنگل برود و آن را به مادربزرگش كه كمی‌حالش خوب نبوده بدهد.

شنل قرمزی هم كه دختر خوب و حرف گوش‌كنی بوده، سبد را می‌گیرد و به راه می‌افتد. در بین راه دختر داستان ما با یك گرگ روبه‌رو می‌شود. گرگ از او می‌پرسد: كجا می‌روی؟

شنل قرمزی می‌گوید كه به خانه مادربزرگش می‌رود.

پیش از شنل قرمزی، گرگ بدجنس خودش را به خانه مادربزرگ می‌رساند و منتظر شنل قرمزی می‌شود، اما در خانه مادربزرگ ماجراهایی پیش می‌آید كه خودتان باید بخوانید.

قیمت كتاب شنل قرمزی 600 تومان است.


برچسب‌ها: کتاب, معرفی کتاب, کتاب کودک, کتاب کودکان, کتاب داستان, کتاب بچه ها
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 و ساعت 10:45 |
من خیلی وقت‌ها باید كارهایی بكنم كه دوست ندارم، مثلا خیلی زود بروم بخوابم، سر غذا آرام بنشینم یا دست‌هایم را بشویم!

آدم باید دست‌هایش را وقتی بشوید كه واقعا كثیفند، ولی این خیلی كم پیش می‌آید!

مثلا وقتی گل بازی می‌كنم، دست‌هایم واقعا كثیف می‌شوند.

اما خب، می‌توانم آنها را با لباسم پاك كنم.

بعضی وقت‌ها واقعا عصبانی می‌شوم، از این كه باید دست‌هایم را بشویم. مثلا وقتی كه خرگوشم را نوازش می‌كنم. آخر چرا؟ خرگوش‌ها كه كثیف نیستند، آنها فقط نرمند.

پیش از غذا هم باید همیشه دست‌هایم را بشویم، با این كه خیلی وقت است كه دیگر با قاشق و چنگال غذا می‌خورم! به جز نخود فرنگی كه آن را هم اصلا نمی‌خورم.

وقتی در رودخانه بازی می‌كنم، دست‌هایم همیشه در آب هستند، اما مادرم باز هم می‌گوید كه باید دست‌هایم را بشویم، این دیگر خیلی بی‌انصافی است!

مادرم می‌گوید: دست‌هایت پر از میكروبند.

اما من آنها را اصلا نمی‌بینم. فقط انگشت‌هایم را می‌بینم! فقط نوك ناخن‌های 2تا از انگشت‌هایم كمی‌ سیاهند و روی انگشت شستم هم كمی ‌سس گوجه است!

خب بچه‌ها نظر شما چیه؟

به نظر شما این دوستمون درست می‌گه؟

البته هنوز حرف‌هایی برای گفتن داره. اگه می‌خواین بقیه حرف‌هاش رو هم بخونین، به مامان یا بابا بگین كتاب «چرا باید دست‌هایم را بشویم، وقتی كثیف نیستند؟» رو براتون بخرن.

این كتاب رو انتشارات كتاب نیستان چاپ كرده و قیمتش هم 2800 تومان است.

امیدواریم از خوندنش لذت ببرید.


برچسب‌ها: کتاب, معرفی کتاب, کتاب داستان, کتاب کودک, کتاب بچه ها, کتاب کودکان
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 و ساعت 10:44 |
سلامت روان، یكی از مهم‌ترین ابعاد سلامت انسان، بلكه لازمه رشد و شكوفایی اوست. به همین دلیل تامین، حفظ و ارتقاي سلامت فكر و اندیشه، بالا بردن توانایی مقابله با مشكلات روزمره زندگی، توانایی برقراری و حفظ روابط سالم و صمیمانه با همنوعان، داشتن زندگی هدفدار و پرثمر و لذت‌بردن از آن، از اهمیت زیادی برخوردار است.

امروزه بیماری‌های روانی، یكی از علل عمده ناتوانی شغلی، افت تحصیلی، درگیری‌های خانوادگی، اعتیاد و ارتباطات غلط بین فرد و اجتماع است. طبق آمار، به طور متوسط 10 تا 20 درصد جمعیت جوامع مختلف دچار نوعی اختلال روانپزشكی هستند و در كشور ما اين رقم به حدود 7 تا 14 میلیون نفر مي‌رسد.

بسیاری از بیماری‌های روانی علاوه بر فرد بیمار، اطرافیان و خانواده او را نیز دچار مشكلات فراوان می‌كند. این مشكل هنگامی ‌بیشتر بروز می‌كند كه شناخت و آگاهی بیمار و اطرافیان از بیماری و شیوه‌های درمان و مقابله با عوارض آن، ناكافی و بعضا غیرعلمی‌ باشد.

امروزه ثابت شده است اگر بیماران از بیماری خود و چگونگی درمان آن، اطلاعاتی داشته باشند، برنامه‌های درمانی بهتر پیش می‌رود.

خوب است بدانیم وسواس نیز از اختلالات روانی محسوب می‌شود و پس از اضطراب و افسردگی، شایع‌ترین اختلال روانپزشكی است و گفته می‌شود 2 تا 3 درصد مردم دنیا به آن مبتلا هستند. اما بیشتر مردم نمی‌دانند درمان‌های موثری برای این اختلال وجود دارد، به همین دلیل اغلب آنها كه به وسواس دچار هستند، گاهی علائم بیماری را از افراد نزدیك خانواده نیز مخفی نگه می‌دارند.

در گذشته، محققان وسواس را‌ نوعي بیماری نادر و نوعی عادت یا علامتی از كشمكش‌های روانی حل نشده دوران كودكی می‌دانستند كه درمان خاصی هم برای آن مطرح نبود. اما امروز آن را نوعی بیماری طبی ناشی از بی‌نظمی‌های شیمیایی مغز می‌دانند كه دارای شیوع فراوان است و درمان‌های دارویی و غیردارویی بسیار اختصاصی و موثری برای آن وجود دارد.

وسواس چیست؟

وسواس، بیماری ناتوان‌كننده‌ای است كه با افكار مزاحم، تكرار شونده و رفتارهای تكراری ناخواسته مشخص می‌شود. فرد دچار وسواس می‌داند كه تكرار رفتارش بیهوده است، ولی قادر به مقاومت در مقابل آن نیست. عجیب آن كه این رفتار و افكار لذت‌بخش هم نیستند، هر چند‌ باعث كاهش اضطراب فرد می‌شوند.

بر اساس آمار، این نوع اختلال در هر كسی می‌تواند ایجاد شود. مرد، زن، كودك و سالمند و از هر طبقه اجتماعی و نژادی می‌تواند یكی از مبتلایان به این اختلال باشد. در كشور ما آمار دقیقی در مورد بیماران وسواسی وجود ندارد، اما بر اساس مطالعات محدودی كه انجام شده، به نظر می‌رسد در ایران، از هر صد نفر 4 یا 5 نفر به این اختلال مبتلا هستند.

همین آمار نشان می‌دهد باید اطلاعاتی در مورد این بیماری به مردم داد تا آنها بیشتر با ابعاد مختلف آن آشنا شوند. محققان دانشگاه علوم پزشكی اصفهان، مطالب كتاب «وسواس و سلامت روان» را گردآوری كرده و نشر فرهنگ مردم اصفهان آن را با قیمت 1500 تومان در اختیار علاقه‌مندان به این بحث قرار داده است.

امیدواریم شما نیز از نكات آموزنده این كتاب استفاده ببرید.


برچسب‌ها: کتاب, کتاب سلامت, کتاب روانشناسی, کتاب استرس, معرفی کتاب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 و ساعت 10:43 |
يك روز پدربزرگم (كه خدا او و همه رفتگان را رحمت كند) به من گفت: خيلي از ما آدما نمي‌دونيم كه از خدا و از زندگي و از مردم چي مي‌خوايم. اونقدر نمي‌دونيم كه اگه يه بار ديگه با همين تجربه‌اي هم كه داريم، به اين دنيا بيايم؛ بازم ميون داشته‌ها و نداشته‌ها و خواسته‌هامون گم و گيج مي‌شيم و مي‌مونيم كه بايد چه بكنيم و چي‌كار نكنيم!

آن روزها كه دوران نوجواني را پشت سر مي‌گذاشتم، خيلي به عمق اين گفته پي نبردم. حتي با خودم گفتم: مگه مي‌شه؟ نه؛ اگه آدم يه بار ديگه فرصت زندگي پيدا كنه، حتما درست و مستقيم مي‌ره. يه طوري كه از بيشترين فرصت‌ها استفاده كنه و با كمترين مشكلات روبه‌رو بشه.

حالا كه سال‌ها از آن روز و از زندگي من مي‌گذرد؛ مي‌بينم پاسخ به اين سوال كه «اگر مي‌توانستيم زندگي را از نو آغاز كنم، چه مي‌كردم؟» شايد در ابتدا ساده به نظر برسد، اما چندان هم سهل نيست.

شما هم قدري به آن فكر كنيد. با همين آموخته‌هايتان از زندگي، با همين داشته‌ها، با همين تجربه؛ اگر يك بار ديگر فرصت زندگي داشته باشيد، چه مي‌كنيد؟ شايد در وهله اول چيزي به ذهن نرسد، شايد هم به موارد متعدد يا حتي متناقضي بينديشيد.

من كه فكر مي‌كنم مانند همان موضوع «علم بهتر است يا ثروت» انشاهاي دوران مدرسه است.

اما به هر حال، رضا سليماني كار جالبي انجام داده است. او اين موضوع را روي سايتي قرار داده و از همه آنها كه دوست داشته‌اند، خواسته در مورد آن داستان كوتاهي بنويسند، بعد از مدتي هم داستانك‌ها را با نام و نشاني‌اي از نويسنده‌ها چاپ كرده است.

با هم قسمتي از يكي از آنها را بخوانيم.

*‌*‌*‌

اين فكري بود كه از سر دخترك گذشت. اينو گفت و دفتر نقاشيشو باز كرد. دفتر نقاشيش سفيد بود.

آروم زير لب گفت: حالا يه دنيا مي‌كشم، يه دنياي جديد، يه زندگي جديد.

مداد رنگي‌هاشو ريخت كنارش و چشاشو واسه چند لحظه بست و بعد شروع كرد به كشيدن.

يه خونه كشيد، درست مثل خونه خودشون با همون گلا و همون اتاقش، حتي عروسكاشم كشيد. بعد شروع كرد به كشيدن مامانش.

با خودش گفت: حالا كه مامان هميشه اشك توي چشاشه... بذار توي اين دنيا از ته دل بخنده.

حالا نوبت كشيدن باباش بود.

با خودش گفت: بذار باباييم توي اين دنيا هيچ چروكي رو پيشونيش نباشه.

حالا بايد خودش رو مي‌كشيد. با خودش گفت: من همين جوري زندگيمو دوست دارم، ولي كاش هنوزم موهامو داشتم. كاش اين قدر درد نداشتم. بعد يه فكري به ذهنش اومد.

خودم رو هم با موهاي بلند مي‌كشم.

هر قسمت از موهاشو كه مي‌كشيد، برق عجيبي توي نگاهش مي‌نشست.

بالاخره كار كشيدن نقاشي تموم شد. دفترش رو با دقت نگاه كرد. مي‌خواست چيزي از قلم نيفته.

دستاش خسته شده بودن. با خودش گفت: ساختن يه دنيا هم سخته‌ها!

اما در عوض حالا 2تا دنيا داشت؛ يه دنياي كاغذي كه تو دستاش بود و يه دنياي واقعي كه دخترك رو به آغوش كشيده بود...

روي تختش دراز كشيد و دنياي كاغذيشو بغل كرد و به خواب رفت.

يه خواب ديد، يه خواب قشنگ، درست مثل دنياي كاغذيش.

توي خواب ديد كه مامانش با لب پر از خنده، موهاشو شونه مي‌كنه و واسش شعر مي‌خونه. باباييش هم با يه بسته پر از خوراكي‌هاي جورواجور اومده خونه. خودش هم با صداي بلند مي‌خنده و ديگه هيچ دردي نداره.

با صداي خدايا شكرت و با صدايي كه با خنده و گريه قاطي شده بود از خواب بلند شد. مامانش با فرياد شادي به طرفش دويد و دختركش رو بغل كرد. پدرش با يه جعبه پر از شيريني وارد اتاق شد... انگار توي اون لحظه نه تنها اون بيمارستان، بلكه تمام دنيا واسه شادي اونا جشن گرفته بودن.

بارون مي‌اومد. دخترك نمي‌دونست چي شده! مي‌دونست خواب نيست اما...

مامانش بازم گريه مي‌كرد اما دخترك با خودش گفت: چرا مامان گريه‌هاشو از من قايم نمي‌كنه؟ چرا وسط گريه‌هاش مي‌خنده؟

دفتر نقاشيشو باز كرد و رفت سراغ نقاشيش...

اما نه؛ صفحه سفيد بود؛ سفيدِ سفيد.

با خودش گفت: من خودم كشيدمش؛ من اون
دنيا رو كشيدم؛ پس چي شد؟ كجا رفت؟... .

*‌*‌*‌

شما در اين مجموعه با آثاري از جواناني آشنا مي‌شويد كه اغلب بار اول است كه مي‌نويسند؛ پس درگير نكات ادبي و فرم و... نيستند؛ آنها ديدگاه خود را نوشته‌اند و شما را با 22 نوع «زندگي دوباره» آشنا مي‌كنند.

رضا سليماني در مقدمه كتاب، نشاني يك صندوق پستي و يك ايميل را هم داده تا او را براي پيمودن اين راه راهنمايي كنيم. او مي‌خواهد اين كار را ادامه دهد.

بعد از خواندن اين كتاب، به يقين شما هم به زندگي خود، لحظات شاد و غمگينش و اين كه اگر فرصتي دوباره داشتيد، چه مي‌كرديد؟ فكر مي‌كنيد.

نام كتاب كه قدري هم طولاني به نظر مي‌رسد، اين است: «اگر مي‌توانستم زندگي را از نو آغاز كنم، چه مي‌كردم؟»

رضا سليماني مطالب را جمع‌آوري و تصحيح كرده و نشر پنجگاه هم در تابستان امسال آن را به چاپ رسانده است.

شمارگان كتاب‌ 3000 نسخه و قيمتش هم 3000 تومان است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 و ساعت 0:56 |
گاهي كار شاعران و نويسندگان «كتاب اولي» نسبت به كارهاي نويسندگان و شاعراني كه كار دوم و سومشان چاپ شده بهتر از آب درمي‌آيد و از نوشته‌ها يا شعرهايشان پيداست كه نمي‌خواستند بي‌گدار به آب بزنند. كتاب شعري هم كه اين هفته به شما پيشنهاد مي‌كنيم درست است كه اولين كتاب يك شاعر است، اما از خواندنش حداقل پشيمان نمي‌شويم.

مجموعه شعر «همه چيز عادي است» سروده مجيد رفعتي شامل 157 قطعه در قالب سپيد است كه در دو دفتر تنظيم شده‌اند. دفتر اول با عنوان «زير آسمان» شامل 104 شعر است كه بيشتر شعرهايش اجتماعي و عمومي است، اما 53 شعري كه در دفتر دوم «زير سقف» آمده، شعرهايي است كه فضاهاي شخصي و عاطفي را در بر مي‌گيرد. بيشتر شعرهاي اين دفترها دو، سه خطي‌اند و تصويرهاي پراكنده‌اي هم ندارند، طوري كه اگر وقت يا حوصله خواندن شعرهاي بلند را نداشته باشيد اين شعرها خوب جواب مي‌دهند. همان طور كه رفعتي خودش در مصاحبه با خبرگزاري كتاب گفته: برانگيختگي‌هاي ذهني‌ام را در قالب شعر كوتاه بيان كرده‌ام، اما در حال حاضر كه اين مجموعه به چاپ رسيده‌ احساس مي‌كنم شايد اين شعرهاي كوتاه بتوانند مدخلي براي آشتي دادن مخاطب با شعر باشند، چراكه اين شعر‌ها كوتاهند، به راحتي خوانده مي‌شوند، ايده محورند و تصاوير شعري پراكنده‌اي ندارند. مجيد رفعتي متولد 1342 است و دليل چاپ ديرهنگام كتابش را فراهم نشدن بستر فرهنگي مناسب مي‌داند، اما رفعتي مثل اين كه مي‌خواهد وقفه‌اش را جبران كند و از اين پس سالي 2 تا كتاب منتشر كند چون تا كمتر از 2 ماه ديگر هم دومين مجموعه شعرش با عنوان «پشت ساعت 9» منتشر مي‌شود.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 و ساعت 21:33 |
امروزه خوردن غذاهاي متنوع يكي از تفريحات انسان‌ها در دنيا محسوب مي‌شود، اما بايد بدانيم غذا صرفا براي لذت بردن نيست، عملكرد غذا فراتر از اين است و براي بقا، رشد، بازيابي بافت‌ها و حفظ سلامت بدن لازم است.

غذا براي بدن مانند سوخت عمل مي‌كند و انرژي لازم را براي انجام فعاليت‌هاي روزانه و رشد ما تامين مي‌كند.

غذا علاوه بر انرژي، پروتئين، كربوهيدرات، چربي، ويتامين، مواد معدني و فيبر مورد نياز بدن را نيز تامين مي‌كند، اما نكته حائز اهميت اين است كه بدن ما به مقدار معيني از اين مواد غذايي نياز دارد. عدم تعادل در ميان اين مواد و كمبود يا فزوني آنها در بدن، به سلامتي ما آسيب مي‌رساند.

مصرف كمتر از حد استاندارد منجر به بيماري‌هاي تغذيه‌اي و كمبود وزن مي‌شود و مصرف بيش از حد، مشكل چاقي را در پي دارد.

امروزه چاقي به عنوان يك بيماري و مساله همه‌گير مطرح است. اين مشكل، يكي از جدي‌ترين عوامل مرگ انسان نيز به شمار مي‌رود.

مرض چاقي اغلب در نتيجه افزايش تراكم چربي در بدن حاصل مي‌شود. چاقي علاوه بر ايجاد ظاهري نامناسب، باعث درد مفاصل، افزايش كلسترول و تنگ شدن رگ‌هاي خوني، فشار خون و افزايش احتمال خطر حملات قلبي، سكته و حتي ديابت مي‌شود.

به اين نكته هم توجه كنيد كه هر چند چربي بدترين ماده در رژيم غذايي است، اما كنترل مصرف چربي به اين معني نيست كه مي‌توانيد در خوردن كربوهيدرات و پروتئين و هر چيز ديگري كه دوست داريد، زياده‌روي كنيد.

همان گونه كه شما هم مي‌دانيد، داشتن وزن متعادل يكي از عوامل موثر سلامت بدن است. البته وزن ايده‌آل در افراد مختلف، متفاوت است. بنابراين معمولا يك طيف وزن ايده‌آل را تعريف مي‌كنند. هدف نهايي هر برنامه كنترل وزن هم رساندن فرد به اين طيف است.

اما اين طيف كدام است؟ چگونه وزن خود را كنترل كنيم؟ ميزان كالري لازم چقدر است؟ و پاسخ سوالات ديگري در مورد چاقي را مي‌توانيد در كتاب «كاهش وزن» بخوانيد. اين كتاب را انتشارات كليد آموزش در مهر ماه سال جاري و با قيمت 1500 تومان چاپ كرده است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 و ساعت 7:28 |

انتشارات بركات اهل بيت بر اساس 6 حكمت از كتاب نهج‌البلاغه، نكته‌هايي را براي بچه‌ها بازنويسي كرده است.

سمانه رضايي هم با زبان شعر، اين نكته‌ها را روان‌تر و ماندگارتر در ذهن كودكان مي‌نشاند.

مثل اين:

بچه خوب و باهوش

به پند من بده گوش

از ديگران شب و روز

دانش و علم بياموز

بدون كه داره ارزش

ارثي كه باشه دانش

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 و ساعت 2:6 |
كتاب‌هاي هوش پيش‌دبستاني كه به عناوين مختلف هوش و خلاقيت، پرورش استعداد، هوش برتر و... منتشر شده‌اند هيچكدام به اين معنا نيست كه تاثيري در رشد و افزايش هوش كودكان داشته باشند يا آزموني براي ميزان هوش كودكان محسوب شوند.

اين قبيل كتاب‌ها غالبا تمرين‌هاي ساده‌اي را بيان مي‌كنند كه برخي از جنبه‌هاي توانايي كودك مانند تشخيص تشابهات و تفاوت‌ها، روابط جزء و كل، ارتباط منطقي و تجسم فضايي را در برمي‌گيرند.

در اين كتاب نيز به اصول كلي پرداخته شده است و تمرين‌هاي منسجم و طبقه‌بندي شده و مبتني بر رويكردهاي علمي شامل موضوعات زير آورده شده است:

تشخيص شباهت‌ها و تفاوت‌ها؛ تشخيص شكل و سايه؛ روابط جزء و كل؛ تشخيص شكل در زمينه؛ درك فضايي و تكرار منطقي؛ درك تقارن و ساختارهاي هندسي؛ تجسم فضايي و جستجوي فعال؛ تشخيص و تخمين اندازه و شكل و موضوعات ديگر.

براي انجام اين گونه تمرينات بايد فقط توضيحات مورد نياز به كودك داده شود و در حل مساله اجازه دهيد كودك با تلاش و تقلاي ذهني به راه‌حل دست يابد.

كتاب «هوش پيش‌دبستاني» از سلسله كتاب‌هايي است كه انتشارات نيستان به منظور آماده‌شدن پيش‌دبستاني‌ها براي ورود به دبستان منتشر كرده است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 و ساعت 1:58 |
يادم مي‌آيد سال‌ها پيش كه دخترم كلاس اول دبيرستان بود‌ براي يكي از جلسات انجمن اولياء و مربيان دعوت شده بودم. مسوولان دبيرستان يكي از روان‌شناسان بنام آن روزها كه امروز هم نامدارتر شده را براي سخنراني دعوت كرده بودند.

او در ابتداي سخنراني به شرايط خاص دختران سال‌هاي اول دبيرستان اشاره كرد؛ همان موقع يكي از مادرها دستش را بالا برد و با ادب تمام، صحبت سخنران را قطع كرد و گفت: خانم دكتر، وقتي فرزندم كلاس اول دبستان بود، همين را شنيدم؛ در راهنمايي خودتان بر همين نكته تاكيد كرديد و امروز هم باز كلام همان است؛ پس كي اين سال‌هاي حساس پايان مي‌يابد تا ما پدر و مادرها هم نفس راحتي بكشيم؟

مثل خيلي از جلسات ما، اين جملات، خنده حضار را در پي داشت! اما سخنران با تشكر از بيان اين نكته، سخنانش را اين‌گونه پي‌گرفت: به واقع همه آن حرف‌ها و حرف امروز من صحيح هستند. بالاخره اختلاف سن و اختلاف نسل‌ها و سلايق و علايق واقعيتي انكارناپذيرند، اما سنين نوجواني به واقع سال‌هاي حساسي هستند.

حالا بيش از 10 سال از آن جلسه و آن حرف‌ها مي‌گذرد اما اختلاف ديدگاه و درك نكردن حرف‌هاي نوجوانان از سوي والدين و همچنين سخنان پدرها و مادرها از سوي نوجوان‌ها، چونان حكمي تغييرناپذير‌ نه تنها محكم و استوار و پابرجاست كه گويا اين اختلاف هر سال ابعاد تازه‌اي هم به خود مي‌گيرد. به همين دليل جلسه‌ها، گفت‌وگوها، مقالات و كتاب‌هايي در اين مورد برگزار و نوشته و منتشر مي‌شوند.

يكي از اين كتاب‌ها كه عنوان بلند و بالايي هم دارد از سوي انتشارات نسل نو انديش منتشر شده، كتابي به نام «چگونه با نوجوانم صحبت كنم كه گوش كند و چگونه گوش كنم كه نوجوانم صحبت كند.»

به گروه گفتم: وانمود كنيد من نوجوانتان هستم. مي‌خواهم آنچه را در ذهنم هست به شما بگويم و از شما مي‌خواهم به شيوه‌اي پاسخ دهيد كه تضمين كند بيشتر بچه‌ها از اين پاسخ‌ها احساسي منفي پيدا مي‌كنند.

شروع مي‌كنيم:

«من نمي‌دانم آيا مي‌خواهم به دانشگاه بروم يا نه.»

والدينم به سرعت واكنش نشان دادند:

«مسخره بازي در نياور. البته كه مي‌خواهي به دانشگاه بروي.»

«اين احمقانه‌ترين حرفي است كه تاكنون شنيده‌ام.»

«باورم نمي‌شود كه چنين چيزي را بگويي. آيا مي‌خواهي قلب پدربزرگ و مادربزرگت را بشكني؟»

همه خنديدند. من به نشان دادن نگراني‌ها و شكايت‌هايم ادامه دادم:

«چرا هميشه من بايد آشغال‌ها را بيرون ببرم؟»

والدين گفتند:

«چون تو به جز خوردن و خوابيدن هيچ كار ديگري انجام نمي‌دهي.»

«چرا تو هميشه بايد كسي باشي كه شكايت مي‌كند؟»

«چرا برادرت هر وقت از او كمك مي‌خواهم با من جروبحث نمي‌كند؟»

من باز گفتم: «امروز يك مامور پليس كلي درباره موادمخدر صحبت كرد. عجب مزخرفاتي! تمام هدفش اين بود كه ما را بترساند.»

«شما را بترساند؟ او سعي داشت كمي عقل توي كله‌تان جا دهد.»

و باز هم والدين گفتند: «اگر ببينم مواد مخدر مصرف مي‌كني، كاري مي‌كنم كه از كرده‌ات پشيمان شوي.»

«ايراد شما بچه‌هاي امروزي اين است كه خيال مي‌كنيد همه چيز را مي‌دانيد. خوب، بگذار به تو بگويم، خيلي چيزها هست كه بايد يادبگيري.»

نويسنده معتقد است والدين معمولا همين پاسخ‌ها را مي‌دهند و اگر او به جاي فرزندتان بود، در حقيقت هيچ چيزي نشنيده بوده كه در او تأثيرگذار باشد.
چرا كه اين جمله‌ها نشان مي‌دهد شما احساسات او را ناديده گرفتيد، افكارش را مسخره كرديد، قضاوتش را مورد انتقاد قرار داديد و توصيه‌هايي به او كرديد كه خواهانش نبوده است.

برخي از والدين مي‌گويند: «آن چيزي كه ما به فرزندان‌مان مي‌گوييم، در واقع همان است كه در ذهنمان وجود دارد. شايد هم همان چيزي است كه وقتي بچه بوديم شنيده‌ايم. اين چيزي است كه به طور طبيعي به ذهنمان مي‌رسد.»

نويسنده در اين مورد مي‌گويد: «براي ما والدين سخت است كه به احساس سردرگمي، آزردگي، نااميدي و دلسردي نوجوان‌ها گوش دهيم. ما نمي‌توانيم تحمل كنيم كه ناراحتي آنها را ببينيم. از اين رو با بهترين نيت‌ها سعي مي‌كنيم احساساتشان را رد كنيم و منطق بزرگسالي‌مان را تحميل كنيم. ما مي‌خواهيم مسير درست احساس كردن را به آنها نشان دهيم. با اين حال، گوش كردن ماست كه مي‌تواند بيشترين آرامش را به آنها بدهد. پذيرش احساسات ناخوشايند فرزندان‌مان است كه مي‌تواند باعث شود آنان راحت‌تر از عهده آن احساسات بربيايند.»

درست است كه اين صحبت‌ها متعلق به فرهنگي ديگر است، اما اين نكات در روابط ميان والدين و فرزندان نهفته است؛ با هر فرهنگ و ديدگاهي، نوجوانان و جوانان تلاش مي‌كنند به استقلال از پدر و مادر برسند. والدين نيز همواره نگران آنها هستند؛ اين تعارضي است هميشگي بين دو نسل‌ ميان والدين و نوجوانان.

از همين رو بايد ياد گرفت كه چگونه با هم صحبت كنيم و چگونه به هم گوش دهيم.

شايد اين كتاب بتواند به شما كمك كند تا مهارت‌هاي خود را در اين مورد افزايش دهيد.

خوب است بدانيد، نويسنده در بخش‌هاي مختلف كتاب تصاويري را آورده است كه آنها را در كلاس‌هايش هم ارائه مي‌دهد و به مخاطبان مي‌گويد: «در اين شكل‌ها، بعضي اصول و مهارت‌هاي اوليه وجود دارند كه مي‌توانند براي نوجوانان‌مان وقتي به دردسر مي‌افتند يا ناراحت هستند، مفيد باشند. در هر مورد شما تقابل بين نوع صحبتي را كه مي‌تواند به ناراحتي آنها اضافه كند با نوع صحبتي كه مي‌تواند به آنها كمك كند با مشكلاتشان روبه‌رو شوند، خواهيد ديد. هيچ تضميني نيست كه اين جملات نتايج مثبتي داشته باشند، اما حداقل هيچ آسيبي به آنها وارد نمي‌كنند.»

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 و ساعت 1:55 |
شاعراني هستند كه بسيار پركارند و در سال دوسه تا مجموعه شعر ازشان منتشر مي‌شود و شاعراني هم هستند كه چهار پنج سال از مجموعه اولشان مي‌گذرد و كاري منتشر نمي‌كنند، بعد از گذشت اين زمان هم يا فراموش مي‌شوند يا به‌واسطه همان شعرهاي قبلي‌شان هنوز بر سر زبان‌ها هستند.

غلامرضا بروسان هم يكي از آنهاست.شاعري كه به قول خودش وسواس زيادي در تدوين مجموعه شعرهايش دارد و نمي‌خواهد مثل آنهايي كه توليد انبوه دارند به ورطه تصنع بيفتد، بنابراين طي 10 سال از او فقط 3 مجموعه منتشر شده است. مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده است سومين مجموعه شعر بروسان است كه انتشارات مرواريد منتشرش كرده است. مجموعه‌اي كه در سه بخش تنظيم شده، بخش اول اين مجموعه به‌نام چند مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده مرثيه‌هاي او را در برمي گيرد. در بخش دوم با نام دستت مثل يك شعر سياسي گرم است، عاشقانه‌هاي شاعر گنجانده شده و در بخش سوم شعرهاي كوتاه بروسان آمده.گويا شعرهاي اين مجموعه ادامه 2 مجموعه قبلي بروسان هستند، با اين تفاوت كه تكنيك و زبان آوري بيشتري در آنها به كار رفته است. غلامرضا بروسان سال 1352 در مشهد به دنيا آمده و از 18‌سالگي شعر‌گفتن را شروع كرده است. تاكنون از او مجموعه‌هاي شعر «احتمال پرنده را گيج مي‌كند» و «يك بسته سيگار در تبعيد» منتشر شده است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 22:45 |
پاييز امسال اولين مجموعه شاعره جوان «عشرت كراري» با عنوان «مرگ برگ، تولد خاك » منتشر شد. عشرت كراري در اين مجموعه بيشتر خود را به احساسش سپرده است و كمتر به دنبال تزريق مفاهيم سنگين فلسفي و ادبي به شعرش است؛ چيزي كه بسياري از اهالي شعر و ادب آن را آفتي براي شعر مي‌دانند. شعر جوششي است دروني و با ناخودآگاه شاعر در ارتباط است و اين نكته در اين مجموعه عشرت كراري بخوبي مشهود است. او خودش را از بند اين مفاهيم آزاد كرده است تا بتواند احساس دروني خود را درباره دغدغه‌هايي همچون عشق، دلتنگي، نداشتن و فراغ و البته تنهايي براحتي بنويسد.

چيزي كه اتفاقا در رواني و سليس بودن شعر او و انتقال احساس شاعر به مخاطب كمك شاياني كرده است. شايد به همين دليل باشد كه بسياري از اشعار او در اين مجموعه تنها يك تصوير از موقعيتي زيبا است و كمتر به اضافه‌گويي‌هاي معمول در شعر روي آورده است. دو شعر او را از اين مجموعه با هم مي‌خوانيم.كنايه

امروز كه با خدا مي‌آمدم،

كمي با كنايه حرف مي‌زدم...

شايد فرقي كند...

روزم كه به غروب مي‌رسد

خستگي خورشيد به شانه‌هاي من مي‌ماند و

حرف‌هاي تكراري‌ام با خدا

كه به اوج مي‌رسد

لحظه‌هاي من

لحظه‌هاي من،

به ترك ناگهاني‌ات

خو نمي‌گيرند...

لحظه‌هاي من غريب‌اند؛

گويا به هيچ جاي دنيا تعلق ندارند...

گيج و مبهوت‌اند...

اندك لحظه‌هاي روياي حضور تو،

انبوه لحظه‌هاي تنهاي مرا

خاطره كرد

از من چه ماند؟

يك روح آواره

در حسرت حقيقت زندگي

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 22:44 |
زندگي در اكثر نقاط جهان شكل واحدي دارد. تنها رنگ و بوي زندگي‌ها متفاوت و گاه دگرگونه است. مي‌دانيد چرا؟ چون زندگي را آدم‌ها مي‌سازند و آدم‌ها در كليت‌شان نگاهي واحد به روابط في‌مابين دارند. همه دوستي و محبت و شادي را مي‌پسندند و از بدي و غم و جنگ و درگيري بيزارند.

حالا هر جاي اين كره خاكي كه زندگي كنند و هر نگاه و نگرش شخصي‌اي داشته باشند آنچه در نگاه اول اهميت دارد اين است كه آنها انسانند.

همه ما كم و بيش از جنگ و درگيري در بوسني و هرزه‌گوين چيزهايي را جسته و گريخته شنيده‌ايم.

زلاتا فيليپوويچ، كه حالا 30 ساله است، 11 ساله بود كه شروع به نوشتن يادداشت‌هاي روزانه‌اش كرد. او از زندگي مي‌نوشت تا اين كه جنگي ناخواسته پنجه بر زندگي كشيد و جراحتش بر دل‌ها نشست.

وقتي نوشته‌هاي او چاپ شد، شهرتي آني يافت و تا امروز در 33 كشور جهان چاپ و منتشر شده و در رديف پر فروش‌ترين آثار قرار گرفته است.

در پيشگفتار كتاب چنين مي‌خوانيم:

«اولين بار كه اسم زلاتا فيليپوويچ را شنيدم. تابستان 1993 بود. يك دوست بوسنيايي درباره دختر مدرسه‌اي جواني برايم صحبت كرد. فهميدم كه زلاتا يك دختر 13 ساله است كه از سپتامبر 1991 يعني چندماه پيش از اين‌كه سنگرها در شهر ساخته و حملات توپخانه‌اي آغاز شود، شروع به نوشتن يادداشت‌هايش كرده است. قبل از اين‌كه جنگ در بگيرد، زلاتا زندگي شاد و طبيعي را مي‌گذراند و در آن موقع هيچ خبر نداشت كه تا شش ماه ديگر زندگيش دستخوش چه دگرگوني عظيمي خواهد شد.

يك دگرگوني و تغيير غيرقابل بازگشت. زماني كه وي شروع به نوشتن دفترچه‌اش كرد، اصلا فكرش را هم نمي‌كرد كه خانه ييلاقي خانواده در خارج از شهر سارايوو ويران خواهد شد و دوستانش، در حالي كه در پارك مشغول بازي هستند، كشته شوند.

در نزديكي آنها همسايه‌ها و اقوام ودوستان زيادي زندگي مي‌كردند كه اغلب به آنها سر مي‌زدند. تا اين‌كه در بهار 1992‌ يكباره زندگيشان دگرگون شد. چند ماه بعد از ورود دفتر يادداشت‌هاي زلاتا به زندگيش، توپخانه صرب‌ها در بالاي تپه‌هاي مشرف به خانه زلاتا مستقر شد و خانواده مجبور شدند تمام اسباب خود را به اتاق جلويي كه با گوني‌هاي شن از خطر اصابت گلوله‌هاي توپ در امان بود، ببرند. طولي نكشيد كه در و پنجره‌هاي منزل زلاتا همه در اثر حملات توپخانه‌اي صرب‌ها از جا كنده شد.

در اين زمان، بوسنيايي‌هايي كه مي‌توانستند شهررا ترك كنند پرواز كردند و رفتند. بقيه از رفتن امتناع كردند. براي اين‌كه در واقع هنوز باور نمي‌كردند كه ممكن است روزي شهرشان تبديل به ويرانه‌اي شود. زلاتا با ناباوري دوستان و اقوامش را مي‌نگريست كه سعي مي‌كردند با نااميدي و عجولانه قبل از اين‌كه خيلي دير شود شهر را ترك كنند و نوشت: من اينجا تك و تنها ماندم.»اين‌ها همان چيزهايي است كه آدم‌ها، همه در موردشان يك جور مي‌انديشند و تلاش مي‌كنند از آن دور شوند؛ هر چند به عنوان يك واقعيت با آن رودررو باشند.همان‌گونه كه زلاتا خطاب به دفتر يادداشت‌هاي روزانه‌اش مي‌گويد: «مي‌بايستي براي تو كمي بيشتر در باره جنگ بنويسم. ولي در واقع دلم هم نمي‌خواهد تمام آن حوادث هولناك را دوباره مرور كنم. واقعا حالم بدتر مي‌شود.»

در عرض چند ماه بعد، زلاتا مي‌ديد كه دنيايش فروريخته است

«زندگي يك كودك در سارايوو» نگاهي به زندگي در شرايطي خاص است، (شرايطي كه بسياري از ما هم تجربه‌هايي از آن داريم). خواندن اين كتاب، علاوه بر آشنايي ما با چگونگي مواجهه مردم يك كشور داراي فرهنگي متفاوت با شرايطي سخت و ناخواسته، پنجره‌اي نو را در برابرمان مي‌گشايد.

اين همان چيزي است كه براي زندگي در جهان امروز به آن نياز داريم.

چاپ دوم اين كتاب را انتشارات علمي و فرهنگي با قيمت مناسب 1800 تومان انجام داده است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 8:59 |
بدون شك يكي از بهترين مواهب خداوند براي رشد، استحكام و حفظ سلامت و تندرستي انسان، سبزي‌ها هستند. سبزي‌ها علاوه بر اين‌كه بهترين منبع غذايي براي تامين انرژي و ويتامين‌هاي بدن بشمار مي‌آيند، يكي از بهترين و سالم‌ترين ابزارها و وسايل براي معالجه و درمان انواع بيماري‌ها و دردها نيز محسوب مي‌شوند. وسيله‌اي كه ساليان طولاني بشر از آن سود جسته و خود را در مقابل بيماري‌ها بيمه كرده است.

سبزي‌ها غذايي ارزان و پرفايده هستند كه متاسفانه بسياري افراد به دليل عدم شناخت خواص و آثار دارويي آنها، تمايلي به مصرفشان ندارند و به اين ترتيب يكي از عناصر مهم طبيعي براي حفظ سلامت و تندرستي و نشاط خود را از دست مي‌دهند.

بنابراين همه ما بايد تلاش كنيم با خواص و فوايد سبزي‌ها بيشتر آشنا شويم.

«خواص سبزي‌‌هاي خوراكي» يكي از آن دست كتاب‌هايي است كه در اين زمينه به ما كمك مي‌كند.

در اين كتاب علاوه بر اين‌كه خواص سبزي‌ها ذكر شده و در مورد آنها اطلاعاتي به خواننده داده مي‌شود؛ فهرست الفبايي بيماري‌هايي كه بر اثر عدم مصرف سبزيجات ايجاد مي‌شود. نيز آورده شده و با ارجاع خواننده به صفحه مربوط، وي را در يافتن اطلاعات مورد نظرش كمك مي‌كند.

براساس حروف الفبا، نخستين سبزي‌اي كه در اين كتاب به نام آن بر مي‌خوريم، اسفناج است. بد نيست همين جا قدري در مورد خواص اين سبزي بخوانيد.

اسفناج به علت اهميتي كه در تغذيه انسان دارد، در اغلب ممالك جهان كشت مي‌شود.

گوگرد موجود در اسفناج خون را قليايي مي‌كند و آهك آن نيز استخوان‌ها و عضلات بدن را استحكام مي‌بخشد.

مواد لعابي اسفناج براي مخاط و مفاصل بدن لازم است. اين سبزي سرشار از ويتامين‌هاي C، B، وD
است؛ همچنين در برگ‌هاي آن مقدار زيادي آهن قابل جذب وجود دارد و داراي مقدار زيادي ويتامين K و كاروتن و فسفر و كلسيم است.

اسفناج به دليل دارا بودن منيزيم، ضد سرطان بوده و تعداد گلبول‌هاي خون را افزايش مي‌دهد.

مي‌گويند خوردن عصاره اسفناج خام نه تنها روده و معده را ضد عفوني مي‌كند، بلكه سوءهاضمه را نيز از بين مي‌برد و...

خواص سبزي‌هاي خوراكي تاليف مرتضي نظري است و چاپ دهم آن را انتشارات پيام آزادي با قيمت 1400 تومان تقديم علاقه‌مندان كرده است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 8:58 |

انتشارات نيكان كه يك ناشر زنجاني است، كتاب «فرداي زيبا» را با شعري از نازخند صبحي براي بچه‌ها منتشر كرده است.

مهدي شمس و مريم مرادي هم با تصويرگري‌هاي زيباي‌شان، اين كتاب را جذاب‌تر كرده‌اند. نكته قابل توجه، ترجمه هر مصرع از شعر متن به زبان‌هاي تركي، تركي استانبولي، عربي، انگليسي، آلماني، فرانسوي، ايتاليايي و روسي است.

آغاز شعر، اين‌گونه است:

دره و كوه و دريا

تپه و دشت و صحرا

كوه بلند با برفش

شاخه گل با ظرفش...

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 8:58 |
كودكان از همان زمان تولد با استفاده از حواس پنجگانه به كاوش در محيط مي‌پردازند و به مرور دانش و شناخت خود را از محيط اطرافشان بالا مي‌برند.

اكثر كودكان تا حدود 3 يا 4 سالگي مهارت‌هاي نخستين را مي‌آموزند و از آن پس نقش مهارت‌هاي تكميلي اهميت بيشتري پيدا مي‌كند.

اهداف علوم در دوره پيش دبستاني بيشتر بر شناخت اعضاي بدن، ويژگي و شناخت جانوران و گياهان، آب و هوا، نظافت و پاكيزگي، گرما و سرما، حركت و جابجايي و ساير مفاهيم بنيادين است.

علاوه بر مطالب مطرح شده در اين كتاب، لازم است كه والدين در هر محيطي با طرح سوالات ساده در مورد مفاهيم كلي، كودك را به مشاهده دقيق محيط، جستجو و يافتن پاسخ ترغيب كنند.

به ياد داشته باشيم كه مهم‌ترين مهارت در آموزش علوم، توانايي مشاهده دقيق است. اين مهم، كليد دستيابي به ساير مهارت‌هاست. در آموزش مشاهده دقيق، مهم‌ترين كار اين است كه كودك بتواند از يك يا چند حس خود براي درك پديده‌هاي محيط اطرافش استفاده كند.

در كتاب «علوم پيش‌دبستاني» اين نكات مورد توجه قرار گرفته و شما با كمي حوصله و دقت، مي‌توانيد به فرزندتان اين آموزش‌ها را بدهيد.

علوم پيش دبستاني را انتشارات «كتاب نيستان» به تازگي منتشر كرده است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 8:57 |
«فصل پنجم» عنوان مجموعه‌اي از گزيده اشعار «حسين شنوائي» است كه به‌تازگي از سوي انتشارات «تكا» چاپ و روانه بازار كتاب شده است.

شاعر در چينش كلمات و استفاده بهينه از همه عواملي كه در تكامل ساختمان شعر به كار مي‌آيند، معماري خاصي دارد و همين امر برزيبايي و پايداري شعر او افزوده است.

انتخاب عنوان (فصل پنجم) براي اين مجموعه، بيانگر اين نكته است كه در اين كتاب با شاعري دردآشنا و آرمانگرا سر وكار داريم، شاعري كه از واقعيت‌هاي تلخ زمانه خويش به تنگ آمده و مفري براي رهايي از آن مي‌جويد تا به آرمان‌شهري كه در دنياي شاعرانه خود، پي‌ريزي كرده و به ساختن آن همت گماشته، پاي بگذارد.

در آرمانشهر او «هيچ بالي در قفس نمي‌پريشد» و «درختان هيچ باغي علف هاي دق نخواهند شد» و روبه روي دل‌هاي مردمش، آيينه‌ها خود را به تماشا مي‌ايستند.

از نام كتاب عبور مي‌كنيم و براي چشيدن شهد شعرهاي تلخ او! وارد دنياي شاعرانه‌اش مي‌شويم؛ دنيايي كه سرشار است از تصاوير بديع و رنگارنگ؛ تصاويري كه در پشت تك‌تك آنها، صداي نفس كشيدن شاعر و حضورش را احساس مي‌كنيم. تصاويري كه ما را برسر سفره خويش مي‌خوانند تا به ما «سيب و سوسن و آفتاب و تبسم» تعارف كنند. از «جمعه‌هاي انتظار» بگويند و از «خانه ترك برداشته هاجر» از «باد‌هاي ‌نوحه‌خواني كه دسته دسته مي‌آيند و ابرهاي سوگواري كه خسته خسته مي‌‌رسند».

از «نقاد كج سليقه پاييز كه قصيده سبز درخت را مچاله مي‌كند.»

كه گرمابه داران آلوده‌اش/ به اندازه بقچه پيرزن‌ها خسيس‌اند/ و مشكل گشايان آن/ به جاي دعا/ گره مي‌نويسند!

شعر حسين شنوائي، آيينه‌ تمام نمايي است كه تمام زشتي‌ها و تزويرهاي زمانه را به نمايش مي‌گذارد.

روبه‌روي شب نشسته‌ام

مثل وزن شعرهاي خود شكسته‌‌ام

روزگار آهن است و من

بر درخت بخت خود دخيل آه بسته‌ام...

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم دی 1389 و ساعت 22:16 |
يادم مي‌آيد يك روز عصر با دوستي گپ مي‌زدم، او مي‌گفت: نمي‌دونم چرا بيشتر مواقع حس مي‌كنم زور زندگي از من بيشتره، مثل اين كه با يه قايق كوچك تو يه رودخونه با شيب و جريان تند افتاده باشم؛ راستي راستي فكر مي‌كنم كنترل زندگي از دستم خارج شده و نه‌تنها منو دنبال خودش مي‌كشه، بلكه بدتر از اون حس مي‌كنم تو يه گردابي دور خودم مي‌چرخم بي اين كه به جايي برسم.

آن روز حرف‌هاي ديگري هم رد و بدل شد؛ من گفتم و او شنيد، او گفت و من شنيدم. گاهي با هم موافق بوديم و زماني دو نظر متفاوت داشتيم؛ اما وقتي از هم جدا شديم و هر كدام راه خودمان را رفتيم، بيشتر به حرف‌هايش فكر كردم كه آيا ما هميشه در برابر قدرت زندگي مقهوريم؟ يا نه، اگر از او قدرتمندتر نيستيم، مي‌توانيم چندان هم در برابرش دست و پا بسته نباشيم. مي‌توانيم به اندازه توان خودمان تلاش كنيم؛ تلاشي كه گاهي سخت است اما بخشي از زندگي و حيات انسان‌هاست.

به واقع اين تفاوت نگاه به زندگي‌هاست كه افرادي را در تنگناهايي قرار مي‌دهد و گاهي چنان آنها را دچار مشكل مي‌كند كه مي‌پندارند چيزي نمانده تا از پا در‌آيند.

جويس مِيِر، نويسنده كتاب «100 راه براي آسايش زندگي» از آن دسته افرادي است كه معتقدند ما هم خودمان سهمي جدي در چگونگي زندگي كردن خود داريم. او در مقدمه كتابش چنين مي‌نويسد: «زندگي ممكن است در حقيقت چندان پيچيده نباشد، بلكه جهت و مسيري را كه انتخاب مي‌كنيم و نوع نگاه كردن و راهي را كه مي‌رويم باعث مي‌شود زندگي پيچيده و بغرنج به نظر بيايد.

البته زندگي بسياري از افراد گاهي پيچيده، آشفته، تباه كننده و خسته كننده است و نتيجه و ثمري ندارد. اما مي‌توان كاري كرد كه زندگي آدم‌ها به اين مسيرهاي تباه كننده كشيده نشود. مي‌توان زندگي‌اي را انتخاب كرد كه پر بار، كامل و همراه با صلح و صفا باشد.

به هر حال اگر براي ساده و شفاف كردن زندگي اقدام نكنيم، سرنوشت زندگي خود را به دست پيچيدگي و نابودي مي‌سپاريم، كه گاهي بيرون آمدن از آن چندان هم راحت نيست.

زندگي خود به خود شفاف و ساده نمي‌شود، مگر آن كه ياد بگيريم همه چيز را ساده و شفاف كنيم. گاهي جهت و مسيري را كه در زندگي خود انتخاب مي‌كنيم، مبين ساده و شفاف بودن يا پيچيدگي و سردرگمي زندگي ماست.

راه‌هاي صدگانه پيشنهادي، شايد بتواند زندگي را ساده و شفاف‌تر كند و موجبات شادي و انبساط خاطر شما را فراهم آورد.»

آنچه در اين مقدمه مهم به نظر مي‌رسد، تاكيد بر اين نكته است كه بايد ياد بگيريم چگونه ساده‌تر زندگي كنيم. اين يادگيري مي‌تواند با شركت در كلاس‌هاي مختلف، مشاوره يا خواندن كتاب‌ها به دست آيد، اما مهم آن است كه ما آن را بخواهيم و براي به دست آوردنش تلاش كنيم. نكته ديگر هم اين است كه اگر چنين مسيري را نپيماييم، سرنوشت زندگي خود را به دست پيچيدگي‌هايي سپرده‌ايم كه ممكن است تا نابودي زندگي ما پيش روند.

از سوي ديگر همواره بايد بر اين نكته تاكيد كنيم كه راه‌هاي پيشنهادي در كلاس‌ها يا كتاب‌هاي مختلف، الزاما در مورد تمام افراد و همه زندگي‌ها مصداق ندارد و همه راه‌ها در همه فرهنگ‌ها قابل اجرا نيستند. اما همه اينها در كنار هم ديد ما را نسبت به زندگي تغيير مي‌دهند تا آن گونه كه بايد و درست‌تر است به آن نگاه كنيم.

در يكي از راه‌هاي پيشنهادي نويسنده چنين مي‌خوانيم.

«همه ما بايد براي خودمان حدود و مرزهايي داشته باشيم. حد و مرز، ابهام را كاهش مي‌دهد. بسياري از مردم حدود و مرز تعيين نمي‌كنند، به اين دليل كه فكر مي‌كنند با اين عمل ممكن است ديگران را برنجانند... قرار نيست كه ما براي خوشايند ديگران تمام خواست‌هاي آنها را برآورده كنيم. شكي نيست كه ما مي‌خواهيم مردم را شاد كنيم؛ در غم و شادي ديگران شريك باشيم؛ اما اين به معني آن نيست كه منافع خودمان به خطر بيفتد.»

نويسنده در تبيين اين ديدگاه كه در داشتن زندگي‌اي شفاف بسيار مهم است، مي‌نويسد:

«دختر بزرگ من دوست دارد به حريم او احترام گذاشته شود و اين برايش خيلي پر معني است. به همين علت او از همه خواسته كه بدون خبر قبلي به منزلش نروند.

هر كدام از ما احتياجاتي داريم و هيچ كدام به هم شبيه نيستيم. دختر بزرگم كاملا با دختر كوچك من متفاوت است. دختر كوچكم مي‌گويد لزومي ندارد كه اطلاع دهيد...

ما نه تنها بايد محدوده و مرزهاي مشخصي داشته باشيم، بلكه بايد محدوده ديگران را هم محترم بشماريم و به آنها بگوييم به حريم ما احترام بگذارند.»

شايد همين يك نكته راهگشاي بسياري از مشكلات زندگي‌هاي امروزي باشد.

حفظ حريم‌ها و پذيرفتن آدم‌ها همان گونه كه هستند.

چاپ دوم «100 راه براي آسايش زندگي» با ترجمه محمدصادق عظيم، توسط نشر استاندارد و با قيمت 1500 تومان در اختيار دوستداران اين نوع كتاب‌ها قرار گرفته است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم دی 1389 و ساعت 2:28 |